هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )

378

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )

« عسرت » و « تنگى » كه از جهت قحطى رو [ ى ] داده ، مرتكب اين اعمال قبيحه مىشوند . بعد از آن‌كه گدوك مزبور به انتها رسيد ، در پائين گدوك ، در قريهء « قزقپان » كه در جاى خيلى باصفا واقع است ، منزل شد . اين ده متعلق به « حاجى فتحعلى خان » بيگلربيگى « تبريز » است . دويّم ماه جمادى الثانيه 97 [ 12 ه . ق . ] هرچند راه امروزى از قريه « قزقپان » الى « خواجه » ، هموار و مسطح بود ، ولى پست و بلند زياد داشت . در همه‌جا از محاذى كوه « ييلاق » گذشته ، در منتها اليه كوه مزبور كه اين راه متصل به جادهء « قراباغ » مىشود ، از رود « گل عنبر » گذشته ، با همان راه ، بعد از مسافتى به قريهء « خواجه » رسيده ، شب را در خانهء « ملا على اكبر » نامى توقف شد . رودخانهء « آجى » در اين‌جا متصل به قريهء « خواجه » عبور مىكند . ابتداى رود « آجى » از محال « گرمرود » است ، كه به تدريج از اطراف رودهاى كوچك متصل [ به ] آن شده ، در اين‌جا طورى آبش زياد مىآيد كه هيچ‌وقت پياده نمىتوان گذشت . در همه‌جا ، از جنوب به شمال جارى شده ، در حوالى شهر « تبريز » ، از شمال به مغرب منحرف شده ، به درياچه شاهى « 1 » مىريزد . در معبر اين ده ، كه گذرگاه مسافرين « قراجه‌داغ » و « قراباغ » است ، پلى ندارد . از قريهء « خواجه » الى شهر « تبريز » ، كه 4 فرسخ است ، در همه‌جا به فاصلهء دو فرسخ و نيم ، به مجراى رود « آجى » گاهى دور و گاهى نزديك ، طىّ مسافت نموده ، در نزديكى گدوك « پايان » از پل گذشته ؛ بعد از آن راه خيلى سخت و سنگلاخ است ، كه همه سربالا تا سر گدوك را بايد طى كرد . در فراشيب گدوك « پايان » كه منازل به پايان رسيده و خطهء شهر « تبريز » به تمامه پيداست ، در ابتداى آبادى شهر ، در « بارنج » كه جزو محلات بيرون شهر و داخل محلهء « باغميشه » محسوب مىشود ، در خانهء « حاجى محمد جعفر » با مستقبلين شب را توقف نموده ، از رنج و تعب راه آسوده شديم . در همين روز و شب ، اهل شهر مجموعا كه مدّت‌ها انتظار قدوم ميمنت لزوم

--> ( 1 ) . اروميه امروزى .